خرید بک لینک

اومدم ایران یکهویی شد والان تا مردمک چشمم تو اسباب کشی ام، وهرروز ریتم اون آهنگ و دارم که میگه خونه , خیلی , خوبه ,، سه هفته دیگه برمیگردم شاید بعد از این تو تلگرامی جایی بنویسم با گوشی وبلاگ سخت بالا میاد.

فکر کنم خونه , بابد جایی باشه که کولرش صدا بده، بوی غذا بده.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 5:39

قبل از تولدم دچاراسترس میشم که عمرم رفت و دارم به سی سالگی نزدیک میشم.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 5:39

طلاق یک مساله است اینکه بعد از چندسال بخوای برای کسی توضیح بدی قدخودطلاق درد آوره برای همین دلم نمیخواد ادامه بدم باکسی چون میترسم میدونم هویتم طلاقم نیس ولی حس بدی داره.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: شنبه 1 دی 1397 ساعت: 5:39

ساعت سه ونیم صبح شده ومن از ترس گربه موجود در اتاق نمیتونم بخوابم،چرامیترسم؟

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 19:37

سفر یادم آورد گاهی زیادی زندگی رو پیچیده کردم

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 19:37

اون سالی که شادمهر خونده بود ساده بگم ساده بگم دهاتی ام، من باهاش وسط هال رقصیده بودم وقتی هنوزپشتی زرشکی مخمل داشتیم و مامان کت مخمل قهوه ایشو دوست داشت، بابا هم با من رقصیده بود، دیروز که بعد این همه سال دوباره اون آهنگ وگوش میدادم نرقصیده بودم چون تومهمونی تمام مدت داشتم فکرمیکردم جواب شروع رابطه رو بایدچی بدم؟ میتونم شروع کنم؟ یا بهتره تنها بمونم؟ کاش رقصیده بودم وقتی میرقصم غصه ها رومیشوره و میبره.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 19:37

من به دعاهای وقت اذان غروب به شدت معتقدم که میگیره، تمام ماه رمضون پارسال وقتی مامان شربت آبلیمو رو هم میزد میگفت الهی سال بعد به آرزوت برسی، امسال وقتی با ایمو زنگ زد دم افطار وگریه میکرد میگفت تو به آرزوت رسیدی ولی من آرزوم بودن کنار تو بود...

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 19:37

هنوز نفهمیدم مردها وقتی کسی و دوستش دارند چه شکلی میشن؟

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 19:37

بعد این همه سال برگشته که بگه من برگردم باهاش زندگی کنم ومن تمام مدت دارم فکر میکنم به حرف هایی که تمام این مدت به همه گفته بودبرگشته بود بدونه چرا من با هیچ کس از این آدم حرف نزدم ،یادم اومد همه روزها وشب ها...

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 19:37

13نظر خصوصی مشترک که آیا برمیگردم یا نه؟ برگشته بدونه چرا وقتی تهمت زد یقه شو نگرفتم چراوقتی هرچی خواست همه جا گفت من بهش چیزی نگفتم من نبودم که بگم من خیلی وقت قبل از طلاق رفته بودم آدم یا نمیره یا برای همیشه میره.

این روزهادارم به این فکر میکنم همه آدم هایی که باهاشون حرف میزنم شاید بعدش زنده نباشن ویازنده نباشم مواظب همه چیز باشیم.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: جمعه 11 خرداد 1397 ساعت: 19:37

یک ماه از اومدن من گذشته و یک روز مینویسم یک سال از اومدنم گذشت بهتره یادم بمونه که به چه چیزهایی رسیدم.

+با لجبازی خیلی از مسائل و حل نمیکنم فقط غیر منطقی تموم میکنم.

+بدون برنامه بودن یک جا شکست میخورم.

+تجربه محبت کردن به یک آدم غریبه.

+مرگ زندگی در حال رو داره گوش زد میکنه .

+یک چرخه غلط دررابطه هام.

ولنتاین هم ازهم اتاقی کادو گرفتم ولی دلم میخواست اون بابابزرگه تومترو بااون همه گل و بغل کنم.



برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:36

زندگی به یک تف بنده، این و وقتی امروز تومترو بهم خبر دادن آقاجون فوت شده فهمیدم، دارم پوست میندازم تو غربت نمیتونم برم ایران، بااحتیاط رو قلب هم برونید وتکرارکنید هرروز، زندگی به یک تف بنده.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:36

اسفند پارسال که همه رفتن سفر ومن موندم و کنکور فکرشو نمیکردم سال بعد باید اسفند بدوم دنبال پیداکردن آرد نخود که دوتاشیرینی نخودی بپزم تو مایکروویویی که اصلا نمیدونم چی میشه که یادم بره از سرماسبزه عیدندارم . 96با همه کش وقوسش خواست به من بگه صبور باش همیشه هر چیزی به وقت خودش رخ میده و گاهی دست وپا نبایدبزنی، برخلاف تصورم به تقویم سال که نگاه میکنم به خیلی از هدف هام رسیدم،نمیدونم مختصات اسفند سال بعد چیه ولی ذره ذره خوشی های این اسفند و نجوییده قورت نمیدم.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:36

سلام امیدوارم سال خوبی وشروع کرده باشید دلم برای همتون تنگه ببخشید جواب نظرات رونتونستم بدم، از دوست عزیزی که برای تحصیل اینجا پرسیدی ممنون میشم یک ایمیل یا راه ارتباطی بزاری.

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:36

پارسال وقتی روپشت بوم تست زیست میزدم به این فکر میکردم سال بعد جایی باشم که ته خیابونش دریا باشه دلم با رشت بود، امسال نشستم اینجا آناتومی میخونم به این فکر میکنم چقدر فکر میتونه روند زندگی رو تغییر بده، باید یادبگیرم همینجوری به هرچیزی فکرنکنم. + کتاب تسلی بخش های فلسفه برام مکث ایجاد کرده. + هفته بعددارم میرم سفر. +دنبال کار میگردم. +اشکالات موجود درمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین حکیمی تاريخ: چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 ساعت: 13:36

صفحه بندی